یک عاشقانه ی آرام

دیگر هیچ خاطره بدی نمی تواند
مچ لحظه های نارنجی ام را بگیرد ؛
و نمی گذارم هیچ دختر همسایه ای
موهای عروسکم را بکشد !
به سرم زده است
فردا طلوع آفتاب را چند ساعتی زود تر به اتاق بیاورم ،
آش پشت پای اشک هایم را بپزم...

و این پرده را بکشم ؛
تا پنجره پر شود از درخت و هوای اردی بهشت
تا زن همسایه باز ، مثل قدیم
به من بگوید :
" قشنگ می خندی ساحل "

 

8453222-61118968.jpg

 
.... .
همین .
یه روزی، یه جایی، یه لحظه ، یکدفعه ، یه حسی بر میگرده...صبر داشته باش ،صبر داشته باش !

 

 

نوشته شده در شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٦ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ توسط ساحل ابدی نظرات () |