یک عاشقانه ی آرام

منتظرت خواهم ماند......
با دلی چشم به راه ، با دلی پر ز امید،
            با زبانی که به آن قفل نجابت زده ام و عشقی که به آن قفل لجاجت زده ام.

 منتظرت خواهم .....
 برسر راه تو باز، سر آن کوچه ی ما،
             زیر آن کاج بلند ، که پایش چشمه ی جوشان محبت جاریست.

منتظرت خواهم ماند....
شاید که ازکوچه ی دلتنگی من بازآیی؛
            که پراز خاطره بگذشته است،که پرازعاطفه فردا هاست.

منتظرت خواهم ماند........
کوچه را می نگرم ؛که پراز رستن هاست،پراز آبی هاست.
           کوچه ما باز، ازصدای پایت خالیست....


تا بعدی بهتر.
 پ.ن:زيباترين روزهايم را هنوز نديده ام؛زيرا زيباترين حرف ها را هنوز برايت نگفته ام!

 

نوشته شده در پنجشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸٥ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ توسط ساحل ابدی نظرات () |