یک عاشقانه ی آرام


يكديگر را دوست بداريد ، اما از عشق زنجير مسازيد :
بگذاريد عشق همچون دريايی مواج ميان ساحلهای جانتان در تموج و اهتزاز باشد .
جامهای يكديگر را پر كنيد اما از يك جام منوشيد .
از نان خود به يكديگر هديه دهيد اما هر دو از يك قرص نان تناول مكنيد .
با شادمانی باهم برقصيد و آواز بخوانيد اما بگذاريد هر يك براي خود تنها باشيد .
همچون سيمهای عود كه هر يك در مقام خود تنها است ، اما همه با هم به يك آهنگ مترنمند .
دلهايتان را بهم بسپاريد اما به اسارت يكديگر ندهيد .
زيرا تنها دست زندگی است كه می تواند دلهای شما را در خود نگاه دارد .
در كنار هم بايستيد اما نه بسيار نزديك :
از آنكه ستون هاي معبد به جدايي بار بهتر كشند ،
و بلوط و سرو در سايه هم به كمال رويش نرسند .

 

تا بعدی بهتر.
 پ.ن:زيباترين روزهايم را هنوز نديده ام؛زيرا زيباترين حرف ها را هنوز برايت نگفته ام!


 

نوشته شده در چهارشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸٥ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ توسط ساحل ابدی نظرات () |