یک عاشقانه ی آرام

پرسید: "اعتقاد داری  که آدما اون چیزی رو بهم میدن که خودشون دوست دارن یا ترجیح میدن مطلوب طرف مقابلشون باشه ؟"بدون تردیدی با جمله ی اولش موافقت کردم... اما نمی دونم چرا حرفهامو خوردم چون باید در ادامه اش فریاد می زدم:

هر آنچه را که دوست دارید، بدهید و ببخشید ؛ اونوقت هر آنچه را که آرزو دارید، بدست می آورید!!

تابعدی بهتر.
پ.ن:زیباترین روزهایم را هنوز ندیده ام؛زیرا زیباترین حرف ها را هنوز برایت نگفته ام!

پ.ن(۲)امروز ظهیرالدوله بودم(یم) اعتقاد دارم اگه آدم ها با هم یه رنگ و راحت و یکی باشن میشه گفت یه روح در دو جسم یا یه نفر! البته با اجازه از طرف مقابل.....

خلاصه رفتنمون باعث شد همه سلسله نگارشم و سیستم گذشتم رو بهم بزنم_گفته بودم که فقط شعر می نویسم و بس!_

نوشته شده در یکشنبه ٦ فروردین ۱۳۸٥ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ توسط ساحل ابدی نظرات () |