یک عاشقانه ی آرام

 

تو مي روي و من فقط نگاهت مي کنم.... تعجب نکن که چرا گريه نمي کنم! بي تو، يک عمر فرصت براي گريستن دارم؛ اما براي تماشاي تو، همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم ....

 

 

تا بعدی بهتر.
 پ.ن:زيباترين روزهايم را هنوز نديده ام؛زيرا زيباترين حرف ها را هنوز برايت نگفته ام!

نوشته شده در چهارشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸٥ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ توسط ساحل ابدی نظرات () |