یک عاشقانه ی آرام

زمین مست از باران، من خمارآلود...


 آرام آرام بر مسیر روئیدم. اکنون بسترم بی بوی تو، بی بوی مهر، بوی آخر می دهد؛ بوی احتضار !
کجایی......
باران من کجایی؟ در شراب مستیت خمارم.

تابعدی بهتر.
پ.ن:زیباترین روزهایم را هنوز ندیده ام؛زیرا زیباترین حرف ها را هنوز برایت نگفته ام!

نوشته شده در پنجشنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸٥ساعت ۱:٢٠ ‎ق.ظ توسط ساحل ابدی نظرات () |