گرمای عاشقونه تابستون

چیزی که می تواند یک مهاجر را به یک مقیم،

یک مقیم را به یک ساکن،

و یک ساکن را به یک صاحب تبدیل کند؛

عشق است.

ش.ع

securedownloadCAZ8JPYS.jpg

پ.ن: تا شروع دیگر...
پ.ن: خنده ام می گیرد. همیشه به این روزهای پر تلاطم، پر کار و پر تنش زندگی فکر می کردم...می دونستم باید قدر حال رو بیشتر دونست، می دونستم یه زمانی می رسه که درگیر میشیم که دیگه وقت نمی کنیم مثل قدیما به اون مکان مخفی عاشقونه بریم و در سکوتی غریب از اون بالا به هم، به شهرمون، به عشقمون، به زندگی آیندمون و به آینده ای که قراره بسازیمش فکر کنیم.....اینقدر من و مجتبی سرگرم برنامه های کاری شدیم و اینقدر سعی در جمع کردن بهترین ها و انجام کارهای باقی مانده شخصی داریم که حتا وقت نمی شه مثل قدیما ساعتا پای تلفن برای هم روضه ی عاشقی بخونیم!!!
یادش بخیر پارسال چنین روزهایی وقتی خسته از سر کار می رفتیم اون بالا و تنها راه انتقال احساسمون تکیه به هم بود... اون روزا که با سرسختی هر چه بیشتر به دنبال خونه آرامش در کوچه پس کوچه های تهرون به دنبال گمشدمون می گشتیم....خوش بودیم.
گرمای تابستون و اشتیاق رسیدن به یک تعادل،پاردکس عجیبی بود که من و تو را به آینده و به یکی شدن امیدوارتر می کرد. قبل تر ها که دلشور های شیرین دیدارت بر جانم می افتاد گذر زمان و فشار کاری کمتر احساس می شد.....توی این یکسال خیلی چیزا عوض شدن!! اتفاق های جدید، آشنایی ها تازه... روابطی عمیق، حس مالک بودن، دوست داشتن و دوست داشته شدن. شاید به قول بزرگترا این هم یه جور دوران نامزدی...دوررانی که من و تو کمتر از هم خبر داریم و بیشتر در فکرمون نقشه می کشیم.
امروز بعد از چند ماه اندی که درگیر کارهای خونه و امتحانات من بودیم، بالاخره تونستیم باز به یاد گذشته ها بریم سفر...تجربه جدیدی بود....هرچند با وجود گرمای تابستون هر چی عاشقی بود یادمون رفت ولی لازم بود تا .....

/ 3 نظر / 5 بازدید
مسافر

روزمرگی آفت عشق است و عادت به آن بدتر.مراقب باش گرفتارش نشی دوست من[گل]

محمد.م.ش

سلام متاسفاته دارن چوب حراج به پرشین بلاگ می زنن.من 1مقاله به حمایت از پرشین بلاگ زدم شما هم همین کارا کنید تا شاید جلو 100تیکه شدن پرشین بلاگ را بگیریم. برای شروع می تونید از مقاله من هم کمک بگیرین. موفق باشید جنبش جمع آوری امضا برای جلوگیری از فروش پرشین بلاگ

علی پسرک تنها

سلام دوست عزیزم وبلاگ زیبا وپر محتوایی دارید امیدوارم موفق باشی به کلبه کوچک من هم سری بزنی خوشحال میشوم [گل][ماچ][قلب] لحظه ها در تمام لحظاتی که تو می دانی،می شناسی و خواهی شناخت به یاد داشته باش که روزها و لحظه ها هرگز باز نمی گردند به یاد بیاور آنچه را که من - ما در این راه از دست داده ایم....... ما برای فرو ریختن آنچه کهنه است آفریده شده ایم و اکنون تنها تو می توانی اثبات کنی که ما دوباره بنا خواهیم کرد...... گلدان های مرا نادیده مگیر . ماهیهای تنگ نوروز را بخاطر بیاور. باغچه کوچک قلبم را فراموش مکن . دستهایم خالی است چیزی برای توندارم اگر بپذیری کلماتم را در مسیر قدمهایت قربانی میکنم اگر لایق بدانی دلم را در گلبرگهایم می پیچم و به تو هدیه می کنم ....