باز هم اول صفر

ما ، دو پنجره روبروی هم
آگاه زهر بگو مگوی هم
هر روز سلام و پرسش و خنده
 هر روز ، قرار روز آینده !

8453222-36864532.jpg
اکنون ، دل من شکسته و خسته است
 گویا که یکی از این دریچه ها بسته است
نه مهر فسون و نه ماه جادو کرد ...
نفرین به سفر ، که هر چه کرد او کرد !!


تا بعدی که نمی دونم بهتره یا....

/ 18 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پلگافه

سلام......خوبيد؟نميدونم منو يادتونه يا نه...بعد از مدتها باز اومدم به نت گفتم به شما هم يه سری بزنم....وبلاگتونم مثل هميشه قشنگه...موفق باشيد

فراز

سلام.خوبی.بیا ببین بالاخره چه اتفاقی افتاد؟؟

مهدی

بازم مثل هميشه زيبا بود

مريم دريايی

سلام عزيزم.ممنونم به يادم بودی.مدتی به اينترنت دسترسی نداشنم.عذر ميخوام با تاخير ميام. ياد ترانه سفر شهريار قنبری افتادم: با حريق يادها همسفرم وقتی دورم به تو نزديکترم...

مژده

سلام . اين همه وفاداری ... ان هم به غم ... باورم نميشه !

بهاره

سلام چه طوری؟ وبلاگ قشنگی داري خوشحال می شم به منم سر بزنی موفق باشی

سپيده

سلام من نوشتم . سر بزن بهم .

مريم(دختررويا)

salam kheyli weblaget khoshkele matnash toope man omidvaram kasi ke montazereshi zood biad doostarat maryam

مريم(دختر رويا)

salam weblage kheili nazi dari pishapish sale not mobarak omidvaram be arezoohat beresi va sale royai barat bashe doostarat maryam