من و حالا نوازش کن...

قصه ی دوست داشتنت رو هه دنیا می دونن
کاشکی لحظه ها دوباره ما رو به هم برسونن

securedownload11[1].jpg

پ.ن:فقط همین. شکر.
پ.ن: یکسال گذشت از اون تصادف خوشایند، از آغاز احساس....از لمس تن عشق!
پ.ن: ایام جالبیه، به حق کارهای نکرده برای تو... تعمیرات خونه، بازسازی، این همه خونه نشینی... فکر کن مامانت اینا به اندازه تمام عمرت تو رو توی این مدت در کنارشون توی خونه ندیده بودن عزیز... خدا قوت! ایشالا تمام میشه و این خونه هم اون جوری بابا دوست داره مرمت میشه. به قول خودت ایشالا خیره... اونا بیشتر از این به گردنت حق دارن و هر چی که براشون بکنی بازم کمه
پ.ن: از اون جایی که قند خون آهنگ گوش کردنمون اومده پایین و وقتی بهم می رسیم فقط یا هم و نگاه ی کنیم و یا... یاد اشعار جدید ترانه مکرم و شعر های قشنگ قبلی که همیشه توی ماشین از خوانندهای محبوبمون می شنیدیم افتادم و این شعر و نوشتم...آره دوستت دارم. بذار همه بدون.
پ.ن: راستی خونه نوسازمون بالاخره داره کابینت دار هم میشه....چه اوضای قاطیه...از یه طرف کار درس و دانشگاه و پایان نامه من، از طرفی دیگه گرفتاری کاری تو و خورده خرید برای خونه!!

/ 1 نظر / 15 بازدید
ناصر

[لبخند]با سلام و خسته نباشید واقعا که عالی هستین یعنی وقتی به سایتتون میام یه ارامشی به من دست میده که خیلی عالیه دستت درد نکنه خدا قوت