از پشت همین درختان زرد!

 

من از پشت همین درختان زرد با تو به روزهای اضطراب درآمده ام.
 مرا دریاب ! می خواهم خودم را و فانوس جهان را یکسره خاموش کنم.
دق کرده ام  درسالی که همه جایش از اتاق تا میانه کهکشان ،
این مسافر خسته را به ساعت تفریح می فرستند.
بگذار با تو ایستاده بميرم....
 خودم را می گويم ؛
دیگر کسی برای عاشق شدن مهیا نیست !

 

تا بعدی بهتر.
 پ.ن:زيباترين روزهايم را هنوز نديده ام؛زيرا زيباترين حرف ها را هنوز برايت نگفته ام!

 

/ 10 نظر / 8 بازدید
بهرنگ قدرتی

عشق این است که جغرافیایی نداشته باشد, وتو تاریخی نداشته باشی عشق این است که تو با صدای من سخن بگویی و با چشمان من ببینی و هستی را با انگشتان من کشف کنی. سلام خيلی متنهات زيبا بود ميخواستم بهت پيشنهاد بدم که ترانه بگی فکر ميکنم خيلی بهتر خواهد شد. شايد با هم همکار شديم!!! به منم سر بزن موفق باشی

مرجانه

سلام عزيز . ممنون که به وبلاگم سر زدی من هم شما رو لينک کردم موفق باشيد .

مبارز حق

سلام وبلاگت قشنگه . منم دارم تو وبلاگم در مورد راههای بیدار شدن روحمون می نویسم فکر می کنی چه طوری می تونیم اونو بیدار کنیم؟

فرزانه

خودم را می گويم ؛ دیگر کسی برای عاشق شدن مهیا نیست ! خيلی قشنگ بود مطلبت ...! من هم اتفاقا همينطور (ديگر برای عاشق شدن....) البته فعلا شاد باشی

فرزانه

من اين آهنگرو ميخوامش خيلی نازه

میلاد Milad.z.n

من چرا هی میرم پایین اینجا عکس دل شکستن نداره آخه الان دله من شکستش بابت این موضوع

میلاد Milad z.n

فرزانه اخی بچم برای عاشق شدن مهیا نیست افرین بهت امیدوار شدم راستی سلام ساحل تو دیگه چرا؟؟؟؟ تو هم کسی بره عاشق شدنت مهیا نیست چه جلب بازاریه اوکی حالا که اینطور شد منم مثل شما ۲ تا