دل دیوونه

خواهر کوچکم از من پرسید پنج وارونه یعنی چه؟
 من به او خندیدم....
کمی آزرده و حیرت‌زده گفت: روی دیوار و درختان دیدم.
 باز هم خندیدم !

 


 گفت:
 دیروز خودم دیدم که فرهاد پسر همسایه پنج وارونه به شیرین می‌داد....
 آنقدر خندیدم که طفلک ترسید بغلش کردم و بوسیدم
 و گفتم :
بعدها وقتی که باران بی ‌وقفه‌ی درد، سقف کوتاه دلت را خم کرد؛ و عشق دل کوچکت را لرزاند؛ 
 بی‌گمان می‌فهمی پنج‌ وارونه چه معنا دارد!!

 

 

تا بعدی بهتر.
پ.ن:چقدر زود این همه از اون شب آغاز گذشت....خودت یادم دادی: با تو فریاد یه عمر و می کشم تا اوج آخر!
پ.ن: هنگامی که خدا انسان را اندازه می گیرد متر را دور "قلبش " می گذارد نه دور سرش .

/ 3 نظر / 8 بازدید
-

زیبا. بی هیچ اغراقی.

سحر

حالا این 5 وارونه یعتی چی؟؟؟؟[نیشخند][نیشخند] به منم سر بزن عزیز

نوید

سلام ... بالاخره تموم شد !!! ... دیگه نمی خوام به نتیجه اش فکر کنم ... چون همونی میشه که باید بشه !!! دلم براتون تنگ شده و برای یه مسافرت خوب دسته جمعی !!! و این که اگه فرصت شد یه روزی کنار دریا بهت نشون می دم که ساحل اونقدر ها هم که به نظر می رسه دلرحم نیست !!! [لبخند]