اعتراض!!!

 

روح بزرگوار من، دلگیرم از حجاب تو
 شکل کدوم حقیقته چهره بی نقاب تو ؟

وقتی تن حقیرمو، به مسلخ تو می برم
 مغلوب قلب من نشو، ستیزه کن با پیکرم

اسم منو از من بگیر
تشنه ی معنی "منم"
سنگینه بار تن برام
ببین چه خسته می شکنم....

بهانتظار فصل تو
تمام فصل ها گذشت
چه یاس بی نهایتی
ندیم من بود....

فصل بد خاکستری، تسلیم و بی صدا گذشت
چه قلب بی سخاوتی، حریم من بود

دژخیم بی رحم تنم،  به فکر تاراج منه
روح بزرگوار من، لحظه معراج منه
 
فکر نجات من نباش
مرگ منو ترانه کن
هر شعر مو به پیکرم
رشته تازیانه کن

وقتی تن حقیرمو.....

 

تا بعدی بهتر.مثل همین بعد که گذشت!
پ.ن: زیباترین روزهایم را هنوز ندیده ام؛ زیرا زیباترین حرف ها را هنوز برایت نگفتم. اما به انتظار می نشینم، کودک سکوت خود سخن خواهد گفت.
پ.ن: مرد من، چقدر مردتر شده بودی و چقدرتر به بودن و حضورت تو زندگی افتخار می کنم... آره، مواظب خودت باش؛ خیلی زیاد.
پ.ن: دل، دل نکن! اندیشه بد هم مکن؛ خیال پرواز ندارم... راستی نگران هم نباش؛ هیچ نتیجه ای از این اتفاق نمی خوام بگیرم.
پ.ن: مثل یه خواب، مثل یه چشم بر هم زدنی. کی باور می کرد بعد از گذشت ششصد و ده روز هنوز هم همون آدم مونده باشیم.

/ 1 نظر / 16 بازدید

فکر نجات من نباش مرگ منو ترانه کن هر شعر مو به پیکرم رشته تازیانه کن[ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت]